ترامپ در خاورمیانه به دنبال چیست؟

 

امیرعلی ابوالفتح/ کارشناس مسائل آمریکا :  بعد از تجربه پرهزینه و پرتلفات حمله به عراق که موجب دخالت مستقیم ایالات متحده در امور خاورمیانه شد، رویکردی در واشنگتن شکل گرفت که بر اساس آن به تدریج آمریکا دخالت و حضور مستقیم خود را کاهش دهد و مسئولیت‌ها را بین متحدان تقسیم کند تا توجه‌اش را بیشتر روی تهدیدات جدیدتر از جمله قدرت گرفتن چین متمرکز کند. این مسئله از اواخر دولت جورج بوش شروع شد، در تمام دوران 8 سال ریاست جمهوری باراک اوباما ادامه داشت و اکنون نیز توسط دولت دونالد ترامپ پیگیری می‌شود. فقط نحوه اجرای این راهبرد کلان تفاوت‌هایی دارد. در زمان اوباما، همزمان با مذاکراتی که با ایران شروع شد، دولت آمریکا به این جمع‌بندی رسید که حل مشکلات منطقه‌ای را باید برعهده سه قدرت بزرگ منطقه شامل عربستان، ایران و ترکیه قرار دهد و از دل این رویکرد، مذاکرات هسته‌ای با ایران شکل گرفت که در نهایت دولت وقت آمریکا از سعودی‌ها خواست به اختلافات خود با ایران پایان دهند یا اختلافات را مدیریت کنند. با ورود ترامپ به کاخ سفید توجه آمریکا برای برقراری توازن بین قدرت‌های منطقه‌ای به توجه واشنگتن بر یک قدرت منطقه‌ای یعنی عربستان به عنوان نایب آمریکا در منطقه تبدیل شد. لذا اختیارات بسیاری به سعودی‌ها دادند و اجازه دادند که عربستان در عراق، سوریه، بحرین و یمن ایفای نقش کند و محور سیاست‌های آمریکا در منطقه باشد.

البته به دنبال پیگیری یک سری سیاست‌ها و اقدامات جنجالی و نامتعارف از سوی عربستان با هدایت محمدبن سلمان، آمریکایی‌ها تاحدودی از این موضع عدول کردند و در حال حاضر به نظر می‌رسد که توجه واشنگتن از ریاض به آنکارا معطوف شده است. به خصوص در حوزه سوریه، نقشی که عربستان نتوانست ایفا کند، قرار است برعهده ترکیه باشد و این کشور خلا حضور نظامی آمریکا در سوریه را جبران کند. اما این مسئله که آیا ترکیه واقعا می‌تواند این نقش را ایفا کند و مناسباتش با متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به چه سمتی برود، هنوز جای ابهام دارد. آنچه که اکنون مسلم است این که دولت کنونی آمریکا تلاش دارد در بخش‌های پرهزینه و کم‌حاصل مانند سوریه حضور خود را کاهش دهد اما به موازات این اقدام، آمریکایی‌ها در تلاش هستند تا در عراق حضور پررنگ‌تری داشته باشند و با حل و فصل کردن برخی بحران‌های منطقه‌ای مانند بحران در روابط عربستان و قطر و بحران یمن، بتوانند نقشه ثبات بیشتری را در منطقه در راستای نظم مورد نظر خودشان ایجاد کنند و زمینه کاهش تمرکز خود را در منطقه ‌فراهم آورند.

در رابطه با ایران نیز دولت کنونی آمریکا تصور می‌کند که بعد از 40 سال رابطه کج‌دار و مریز و نه جنگ و نه صلح بین تهران و واشنگتن باید تکلیف جمهوری اسلامی ایران مشخص شود؛ یعنی یا ایران نظم مورد نظر آمریکا که از آن به عنوان مذاکرات فراگیر یاد می‌کنند و ایران به عنوان یک عقب‌نشینی استراتژیک حاضر نیست به آن تن بدهد را در منطقه بپذیرد و یا اینکه این تنش تا سرحد جنگ و فروپاشی پیش برود. به عبارتی آمریکایی‌ها می‌خواهند مشکل‌شان با ایران را یکسره کنند. در مقطع فعلی واشنگتن، با بازگشت تحریم‌ها علیه ایران امیدوار است که این مسئله باعث افزایش فشار بر تهران شود؛ یعنی یا دولتمردان ایران را وادار به مذاکرات گسترده‌تری با آمریکا کند یا به زعم آنها، شورش‌ها و آشوب‌های اجتماعی منجر به تغییرات آنهدر سطوح بالاتر شود. لذا در حال حاضر بن‌بستی در روابط ایران و‌ آمریکا به وجود آمده و آمریکایی‌ها امیدوار هستند که با نزدیک تر شدن به ترکیه و باز گذاشتن دست این کشور در سوریه و نوعی مصالحه بین ریاض و آنکارا بتوانند حلقه محاصره علیه ایران را تنگ‌تر کنند؛ این هدفی‌است که آمریکا در قبال ایران در دستور کار قرار داده اما تاکنون نه تنها توفیقی در این زمینه نداشته‌اند بلکه خروج آمریکا از سوریه به عنوان یک دستاورد بزرگ سیاسی-امنیتی برای ایران قلمداد شده و باعث شده که تهران احساس موفقیت و کامروایی داشته باشد؛ این رویکرد می‌تواند رسیدن به توافق یا پایان‌بندی مدنظر آمریکا را با دشواری‌ها و موانع جدی روبرو کند.

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

10 + 7 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.