بنابرآخرین گزارشها از سازمان ملل طی دو سال اخیر بیش از ده هزار شهروند یمنی در نتیجه حملات هوایی عربستان و حامیان منطقه ای اش کشته و زخمی شده اند. آمار ها از بی خانمانی بیش از دو میلیون شهروند یمنی حکایت دارد. تداوم خشونت و منازعه در یمن بحران انسانی بزرگی را در این کشور رقم زده است. بیش از هفتاد درصد از جمعیت بیست میلیونی یمن گرفتار قحطی و بیماری شده اند. کودکان قربانی اصلی این بحران هستند و سازمان بهداشت جهانی با انتشار گزارشی جدیدی از شیوع گسترده وبا و بیماری های گوارشی در میان کودکان خردسال یمنی خبر داد. بنا به گزارش این نهاد بین المللی فقط در هفته اخیر حدود 300 کودک یمنی به بیماری گوارشی دچار شده اند و از این تعداد حدود 50 نفر کشته شده است. جامعه بین المللی بی توجه به فجایع انسانی در فقیرترین کشور عربی(یمن) صرفا نظاره گر بحران است و هیچ اقدام و حرکتی در راستای حمایت از مردم یمن انجام نمی دهند. بی تفاوتی نهادهای بین المللی و در راس آن شورای امنیت سازمان ملل، حاکمان جوان و بلندپرواز سعودی را در تشدید عملیاتهای مرگبار گستاخ تر کرده است. هر روز و هر هفته شاهد حملات ویرانگر سعودی ها بر سر مردم یمن هستیم که آخرین ین آن به حمله هوایی به یک پایگاه نظامی در صنعا مربوط می شود که طی آن حدود 50 تن کشته شده اند.
تداوم حملات عربستان به یمن این پرسش را در میان ناظران منطقه ای برانگیخته که دلایل و اهداف سعودی از انجام این حملات چیست و چرا این کشور با وجود ناکامی در امر مبارزه با حوثی های یمن کماکان به نبرد ادامه می دهد؟ در پاسخ به این پرسش باید اشاره کرد که مجموع تحولات منطقه ای در عراق، سوریه و لبنان، حاکمان جوان و بی تجربه سعودی را نگران از آینده خودشان کرده است. در همه این کشورها نیروهای حمایتی عربستان در موضع ضعف قرار گرفته اند.درعراق دولت شیعی حاکم است که به هیچ روی متمایل به عربستان نیست و این کشور را یکی از مسببین بحران داعش می داند. در سوریه نیز گروههای تحت حمایت عربستان همچون داعش و النصره در امر مبارزه با ارتش سوریه ناکام ماندند و زمین بازی را ترک کردند. در لبنان نیز وضعیت بعد از بازگشت حریری به لبنان و تداوم ریاست وی، نقشه عربستانی به منظور مقابله با حزب الله با شکست کامل روبرو شد. مجموع این امر، این دیدگاه را در میان سیاسیون سعودی ایجاد کرده که محیط امنیتی خاورمیانه به ضرر عربستان در حال حرکت است و یمن نیز مثل سایر کشورهای عربی در حال خروج از مدار قدرت ریاض است. حوثی های شیعی یمن به شدت مخالف سیاست های عربستان هستند و با داشتن تجربه های گذشته در تلاش برای دور ساختن کشورشان از دایره نفوذ حاکمان آل سعودی هستند. طبیعی است که این امر سعودی ها را به سمت رفتارهای خشن علیه این گروه وادارد. از همین منظر یکی از مهم ترین دلایل تداوم جنگ از سوی عربستان در یمن، قدرت گیری حوثی هاست که این کشور به هیچ وجه حاضر به کنار آمدن با قدرت گیری این گروهها نیست.در همین راستا در کنار حملات منظم هوایی دست به یک بازی خطرناک نیز زدند. سعودی ها با هدف تضعیف حوثیها، اقدام به جلب نظر علی عبدالله صالح رئیس جمهوری پیشین یمن بودند. بنا به برخی گزارشها عربستان از کانال امارات متحده عربی قول دادن قدرت سیاسی به عبدالله صالح را در صورت حدف حوثی ها داده بود. از همین رو  بی جهت نبود که علی عبدالله صالح بعد از سه سال همکاری با حوثی ها به صورت یکجانبه اعلام همکاری و مذاکره با عربستانی ها کرد. این امر منجر به شروع گسترده درگیریها میان نیروهای وفادار به صالح با ارتش مردمی یمن شد.این تنش و منازعه با کشته شدن علی عبدالله صالح به پایان رسید و صحنه سیاست در یمن وارد فضای جدیدی شد. کشته شدن علی عبدالله صالح دو نتیجه مهم را به همراه داشت. نخست اینکه سیاست تنش زای عربستان مثل گذشته به شکست انجامید و این کشور تنها برگ برنده خود را در یمن از دست داد. پیامد بعدی این بود که با کشته شدن صالح و فاش شدن نقشه عربستان، موقعیت انصارلله بیش از هر دوره ای دیگری در سپهر سیاسی یمن تثبیت شد.
  بدین ترتیب سعودی ها بعد از گذشت دو سال از آغاز منازعه در یمن نه تنها موفق به تقویت جریان های حامی خود نشدند بلکه شاهد قدرت گیری جریانی در یمن هستند که درست در مقابل خواسته های ژئوپلیتیکی شان قرار دارد. با عطف به این امر بسیاری بر این باورند که زمان آن رسیده که ریاض با واقعیت تحولات در یمن کنار بیاید و بپذیرد که یمن دیگر درمدار نفوذش قرار ندارد. این تحلیل یادآور سخنان مهم مقام معظم رهبری است که در آبان 94 پیرامون تحولات یمن فرمودند:"اقدام علیه ملت یمن جنایت،نسل کشی و قابل تعقیب بین المللی است.سعودی ها در این ماجرا قطعا ضربه خواهند خورد و بینی آنها به خاک مالیده خواهد شد"
 

محمود حسین زاده خوشدل