| چرایی عدم عبور اصولگرایی از گفتمان سوم تیر |
مشخصات خبر
شاخص اصول گرایی بارها توسط امام(ره) و هبری معظم انقلاب اعلام شده بود و این آرزوی دیرینه تمام دردمندان انقلاب دردوره دولت سازندگی و دولت اصلاحات بود که این شاخص ها و خطابه ها از فضای خطابه به یک فضای عینی ورود پیدا کند.
ظهور دولت نهم به این آرزوی دیرینه جامعه عمل پوشاند و احمدی نژاد با سیره ی رجائی گونه، در ناباوری بسیاری از مدعیان مدیریت و سرداران سازندگی و اصلاحات، کمر همت بست و قطار انقلاب را در امر مدیریت کلان به مسیر اصلی خود برگرداند. تنها فهرست اجمالی کافی است که بدانیم سنت هایی که احمدی نژاد در حوزه مدیریت کلان جامعه پایه گذاری کرد چه سنت های بزرگ و با ارزشی است که متأسفانه در دوران سازندگی و اصلاحات تدریجا به فراموشخانه ی نظام رانده شده بودند. ۱ـ استکبار ستیزی و روحیه تهاجمی در روابط خارجی ۲ ـ نفی اشرافی گری و ساده زیستی در حوزه مدیریت کلان ۳ـ توجه به قشر مستضعف جامعه و ایجاد بستر عینی تحقق عدالت اجتماعی ۴ـ حضور در متن آحاد جامعه با سفرهای استانی (که انصافا معجزه مدیریت انقلابی می باشد هرچند هنوز طرفداران وطنی اندیشه ساختارگرا و تجربه گرای مدیریت غربی از درک آن عاجز می باشند.) ۵ـ سرعت و شدت عمل بالا و ارائه حجم بالایی از عملکردها ۶ـ داشتن جسارت انقلابی ساختار شکنی در حوزه مدیریت و سازمان مدیریت ۷ـ حل نشدن در بروکراسی اداری و جبر سیستم های مدیریتی شاید بتوان به این لیست موراد بسیاری را هم اضافه نمود که در مجموع به تعبیر مقام معظم رهبری احیاء "گفتمان انقلاب اسلامی" رادر پی داشت. البته لازم است مقایسه آماری دقیقی در دستاوردهای سیاسی ، فرهنگی واقتصادی بین دولت های سازندگی و اصلاحات با این دولت خدوم صورت بگیرد تا بر همگان به خوبی، فاصله ها عیان و فاش گردد. اگر چه این سخن به معنای چشم پوشی از برخی از نقدهای وارده بر برخی ازعملکردهای رئیس جمهور نمی باشد. البته احمدی نژاد در دولت دهم نتوانست استانداردهای خود را تکرار کند و به وادی اشتباهات بزرگ و کوچکی افتاد که بعضاً تکرار اشتباهات دولت های گذشته بود. اما این مسئله نباید باعث شود که جبهه اصولگرایی از گفتمان سوم تیر که همان گفتمان انقلاب اسلامی است، عبور کند. همان گفتمانی که علت رای آحاد مردم به جریان اصولگرایی و احمدی نژاد گردید. در همین رابطه رهبر معظم انقلاب می فرمایند: خصوصیت و امتیاز دوم که در این دولت هست، شعار و گفتمان کلى این دولت است که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز با ارزشى است. این را هیچکس نمىتواند ندیده بگیرد.(۱) آنچه در این میان توجه به آن بسیار مهم می باشد، توجه به پارادایم اساسی حاکم بر گفتمان انقلاب اسلامی می باشد و آن نفی ایده «مدرنیته اسلامی» و بازگشت به پارادایم «تمدن اسلامی» در حوزه مدیریت کلان جامعه می باشد. شاید بتوان از منظری فرهنگی و عمیق ،فتنه ۸۸ را نقطه اوج درگیری این دو جریان فکری دانست، یک طرف اندیشه امام(ره) و مقام معظم رهبری(دام عزه) که معتقد به ساخت تمدن اسلامی در عرصه جهانی با تمام لوازم تمدنی آن می باشند و طرف دیگر کسانی که با منحرف کردن قطار انقلاب از ریل اصلی خود، آرمان انقلاب را به "ژاپن اسلامی" تنزل داده والگوی مدیریت "ماهاتیر محمد" و امثال آن را وجه همت انقلابی خود را قرار دادند و بر سر کشور آن آوردند که شد. شاهد بر این درگیری فرمایش مقام معظم رهبری در خطبه تاریخی خود در نماز جمعه بود که بیان فرمودند: "من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم که طبیعی است ولی مردم نباید دچار توهم باشند . البته بین ایشان و آقای رئیس جمهور اختلاف نظر هست ،هم در مسائل خارجی و مسال داخلی و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک تر است." (۲) بنابراین بر تمامی اصول گرایان فرض است که توجه به این جهت گیری اساسی مقام معظم رهبری داشته باشند که مسیر انقلاب اسلامی مسیر تمدن سازی اسلامی و تحقق امت اسلامی است و باید به تمام لوازم این مسیر پایبند بود. دستیابی به فقه حکومتی، تولید علوم انسانی اسلامی، تولید الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی ... همه از لوازم تحقق ایده تمدن اسلامی است که به خوبی توسط رهبری معظم برای بخشهای مختلف تشریح شده و به صورت مطالبات جدی طرح گردیده است و تحقق این ایده ها تنها در سایه داشتن «گفتمان انقلاب اسلامی» امکان دارد. گفتمانی که قدرت بالای ساختار شکنی داشته باشد و خود را در چنبره ایده ها و اندیشه های تکنوکراتهای مسلمان زندانی نکند و البته در رأس این گفتمان باید روحیه بالای اطاعت پذیری از ولایت مطلقه فقیه قرار گیرد تا برخی از مسیرهای غلط تاریخی باز هم تکرار نشود و برخی مسیرهای منحرف خط کلی ما را تغییر ندهد تا آنجا که این گفتمان به الگویی عینی در تحقق منشور کامل اصول گرائی در صحنه مدیریت کلان اجتماعی تبدیل گردد. نتیجه آنکه اصولگرایان در این برهه ی حساس تاریخ انقلاب باید تمام وجه همت خود را در بیرون راندن اندیشه مدرنیته اسلامی از حوزه مدیریت کلان اجتماعی قرار دهند و آخرین ضربه ها را با بر پایی یک انتخابات با شکوه بر پیکر نیمه جان این اندیشه وارد آورده تا در ادامه بستر تحقق گام به گام ایده تمدن اسلامی در تمامی لایه های مدیریت جامعه پدید آید. بر این اساس اولاً : نباید بسیاری از مباحث حاشیه ای هم چون مسئله حلقه انحرافی و... جریان اصول گرایی را از تحقق گفتمان سازی بر سر این این مسئله مهم غافل کند و تنها در سایه وحدت اصول گرایان است که این امر تحقق پیدا می کند. اگر چه نقد حلقه انحرافی و ساکتین فتنه سر جای خود بسیار مهم می باشد ولی هرگز این دو جریان (حلقه انحرافی و ساکتین فتنه) با جریان فتنه سه ضلعی منتظم "مثلث انحراف" را شکل نمی دهند بلکه انحراف فتنه (ایده مدرنیته اسلامی) قله انحرافی است که از مشروطه تاکنون جامعه در باتلاق آن گیر کرده است و توجه به این تقابل بعد از ۲ قرن بحران در گسلهای فرهنگی و اجتماعی را ممکن و محقق کرده است! البته نقد ساکتین فتنه از منظر فرهنگی و اعتقاد آنان به مدرنیته اسلامی و ادامه جریان سکولاریستی در کشور جای تاّمل جدی دارد. ثانیاً : باید فضای رقابت های انتخاباتی بلوغ پیدا کرده و این بصیرت جامع و عمیق برای خواص و احاد جامعه ایجاد گردد که تمام آسیبهای اجتماعی ریشه در اندیشه مدرنیته اسلامی دارد اندیشه ای که بدنبال خیال خام اسلامیزه کردن الگوهای نظام سرمایه داری است الگوهایی که امروز در زادگاه خود نیز به بن بست رسیده اند. البته از طرف احاد مردم انقلابی هیچ نگرانی وجود ندارد زیرا دل و جانشان با آرمانهای انقلاب و امام حاضر و راحل گره خورده است و با وجود تمام مشکلات ملتی آگاه و با بصیرت روزهای سخت می باشند که ۹ دی، شاهدی بر این عظمت بی بدیل تاریخی می باشد. اما همه نگرانی از بی بصیرتی برخی از خواص می باشد که درصحنه سیاسی آگاه به زمین بازی خود نیستند و ناخوداگاه در پازل دیگران قرار می گیرند و برای آنان گل می زنند. ۱). بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیسجمهوری و اعضاى هیئت دولت ۲/۶/۱۳۷۸ ۲). بیانات رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعهی تهران ۲۹/۳/۱۳۸۸ |









درانتخابات پارلمانی واقعیتی نهفته مبنی بر این که بشار اسد در داخل «سوریه» از حامیانی گسترده برخوردار است و این مسأله یکی از عواملی است که باعث شده تاکنون کل جریان غرب و مخالفین سوریه بعد از گذشت 14 ماه موفق نشوند دستآورد قابل توجهی در «سوریه» به دست بیاورند.
قضیهی اهانت به امام هادی(ع) از سمت هر جریانیکه باشد ریشه در عداوت و عناد نسبت به وجود مبارک امام زمان علیهالسلام دارد.
عصر حاضر بی شک عصر رسانه است و رسانه به واسطهی حضور در تمامی شئون زندگی مردم، در همهی عرصهها تأثیر غیر قابل انکار دارد، در این میان موسیقی مذهبی، مداحی و آیینهای مذهبی نیز با ورود رسانهها به جامعه دچار تغییرات و گاه آسیبهایی میشوند...
هجمه به مقدسات شیعیان قطعاً به این مطلب اشاره دارد که تعالیم ائمهی هدی علیهم السلام و گسترش فرهنگ شیعی با فرهنگ غرب در تعارض است و اربابان قدرت و ثروت در دنیای امروز محبوبیت این بزرگواران را بر نمیتابند...

شاخص اصول گرایی بارها توسط امام(ره) و هبری معظم انقلاب اعلام شده بود و این آرزوی دیرینه تمام دردمندان انقلاب دردوره دولت سازندگی و دولت اصلاحات بود که این شاخص ها و خطابه ها از فضای خطابه به یک فضای عینی ورود پیدا کند.