|
سيدمحمد خاتمي: ايران به دليل منشااثر بودن ملزم به توسعه است تهران، |
|
|
|
نویسنده Administrator
|
|
۲۱ اسفند ۱۳۸۵ |
سيد "محمد خاتمي" رييس جمهوري سابق ايران در نشستي تخصصي درمحل موسسه بينالمللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها با تاكيد بر لزوم تبديل ايدهها و مفاهيم بزرگ به برنامههاي بومي و علمي گفت: اگر ميخواهيم در اين جهان منشا اثر باشيم، ملزم و مجبور به توسعهايم اما بايد در مورد اصل مساله و چگونگي پيشبرد آن تامل كنيم.
ايرنا ۸۵/۱۲/۲۰ داخلي. سياسي. همانديشي. خاتمي. خاتمي در نشست تعامل ميان حوزههاي اقتصاد، مديريت، فرهنگ و تمدن گفت: توسعه براي ما كه عنوان كشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه داريم، مطرح است، والا غرب كه به توسعه رسيده است، از توسعه صحبت نميكند. رييس موسسه بينالمللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها با مروري تاريخي بر چيستي توسعه افزود: ما به يك معني غربي شدهايم يعني ظواهر تمدن غرب همه جا را فرا گرفته است. درنحوه زندگي،سكونت در شهر، ارتباطات،اقبال به علم و فناوري و حتي شيوههاي حكومت.سنتها هم اگر احيانا مقاومتي كردهاند بالاخره ناچار به تمكين شدهاند، ولي با وجود اين هنوز توسعه نيافتهايم. وي تصريح كرد آنچه درخور توجه است اينكه غرب كه توسعه و تجدد مظهر آن است، غيراز عالم قديم است.ما گرچه ظواهر و مظاهر زندگي غربي را پذيرفتهايم ولي وارد آن عالم نشدهايم،از عالم گذشتهي خود نيز كنده شدهايم ودچار مشكل مضاعف هستيم. خاتمي ادامه داد: نكته ديگر اينكه غرب و عالم غربي امروز دچار بحران نيز هست. حملات شالوده شكن پست مدرنها به مدرنيته گر چه دليل قوت پست مدرنيته نيست ولي نشانهي ضعف و بحران ميتواند به حساب آيد. غير از پست مدرنها، فيلسوفاني هم در غرب، مدرنيته را نقد كرده اند. وي در بخشي ديگر از سخنان خود تاكيد كرد: به هرحال حالا كه ميخواهيم به توسعه دست بيابيم از ياد نبريم كه غرب خود با بحران هم روبرو است، در عين حال بايد از خود بپرسيم كه عالم ما چيست؟ آيا عالم من ايراني مسلمان هماني است كه في المثل در قرون چهارم و پنجم هجري در تمدن درخشان اسلامي ظاهر شد؟، آن عالم نه قابل تجديد است و نه اگر باشد به آن صورت براي امروز مفيد است. به گفته وي ميتوان روزنهاي به آينده گشود با تامل در اين نكته كه انسان ميتواند عوالم مختلف داشته باشد و حتي همه عوالم بهرهاي از حقيقت دارند. خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود افزود:انسان درعين حال كه موجودي تاريخي است داراي شان فرا تاريخي نيز هست، هم چنانكه حقايق اصلي دين فرا تاريخي اند، به خصوص دين كه مدعي جاودانگي است. خاتمي تصريح كرد:در دوران سرگشتگي تاريخ، ما مسلمانان و ايرانيان در دوراني كه از يك سو ملزم به پذيرش توسعهايم و از سوي ديگر غرب هم با بحران مواجه است آيا ميتوان با تمسك به جنبههاي فرا تاريخي وجود خود و نيز ديني كه به آن معتقديم صاحب عالمي بشويم كه بتواند باالزامات و لوازم زندگي به اصطلاح پيشرفته امروز سازگار باشد و درعين حال با آن حقايق عالم ساز نه عالم ساخته، بيگانه نباشد؟ رييس موسسه بينالمللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها اظهار داشت:در اينجا مساله تجدد پيش ميآيد ولي نه تجدد كپي برداري شده از تجدد غربي كه متعلق به تاريخ و شرايط خاص آنها است بلكه تجددي كه خود بايد آن را بشناسيم و بپذيريم.اين نوسازي هم در فكر است و هم در آداب بيآنكه ريشه بنيادين هويت ما را بر كند.اين امر با بخشنامه و دستور و وعظ محقق نمي شود. تلاش سنجيده روشنفكر واقعي شايد بتواند چنين ايدهاي را بپروراند و آن را به گفتمان غالب مبدل كند. خاتمي اضافه كرد:اگر بپذيريم كه يك عالم تجربه شده در متن- فيالمثل تمدن اسلام- عين اسلام نيست بلكه دين ميتواند عوالم متعددي را سبب شود آنگاه ميتوان براي ورود به آن تلاش كرد،عالمي كه هم با وضعيت زمانه سازگار است بيآنكه ورود به آن مستلزم رويگرداني از دين باشد. وي با تاكيد بر همين ضرورت گفت:به نظر من هر كه باشيم و هر چه بخواهيم نمي توانيم از دموكراسي اعراض كنيم همانگونه كه از ماشين و الكتريسيته و شهر جديد گريزي نيست.اين حكم به معني آن نيست كه دموكراسي عيب ندارد،عيب هاي آن را حتي خود غربيها بيان كردهاند ولي اولا اصل دموكراسي درغرب جديد مطرح نشده است هر چند در اين دوران صورت مطلوب زندگي اجتماعي شدهاست ثانيا گفتمان دموكراسي گفتمان فراگير و مطلوب همگان است. ثالثابديل دموكراسي خودكامگي است و نبايد ذرهاي در ترجيح دموكراسي بر خود كامگي ترديد كرد. خاتمي سپس تصريح كرد: به نظر من شان عميق گفتگو بايد اولا متوجه عناصر و امور پايداري باشد كه سازنده عوالم هستند، در اين زمينه فكر ميكنم ما خيلي حرف داريم كه با جهان بزنيم و البته سخن آنان را نيز بشنويم؟ ثانيا امور عيني ملموس مشترك فراواني وجود دارد كه در غرب و شرق بطور يكسان نسبت به آنها دغدغه وجود دارد و همين احساس مشترك ميتواند منشا گفتگو و تفاهم در جهت رسيدن به راه حل مشترك شود. در اين نشست جمعي از مدعوين براساس پرسش مطرح شده، ديدگاههاي خود را در باب امكان و چگونگي ارتباط ميان اقتصاد و مديريت با مقوله گفت و گوي فرهنگها و تمدنها در ميان گذاشتند. دكتر هادي خانيكي مدير عامل موسسه بينالمللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها در تشريح اهداف برگزاري اين سلسله جلسات با اشاره به اينكه گفت وگوي تمدن ها تنها يك ايده و سرمشق نظري نيست گفت:اين موضوع ميتواند راهبردي علمي در حوزههاي سياسي ،اقتصادي واجتماعي باشد به همين دليل بايد در هر يك از اين حوزهها به صورت مشخص پروژههايي تدوين وتعريف شود. خانيكي با اشاره به اينكه پيشبرد ايده گفت وگوي تمدنها درايران موقعيتي پايين تر از جهان داراست خاطر نشان كرد:نگاه سياسي به اين موضوع متاسفانه ظرفيتهاي ملي را به خوبي بارور نساخت. وي هدف از برگزاري اين جلسه با حضور اقتصاد دانان را تبديل "ايده ها" به پروژهها در حوزه نظر و عمل دانست و گفت به رغم اينكه ميان محركههاي اصلي جهان ما يعني اقتصاد، فرهنگ نوين و سياست نوين با راهبرد گفت و گوي تمدنها و فرهنگ رابطهاي نزديك وجود دارد،ميان اهل نظر در حوزه اقتصاد و مديريت با صاحب نظران حوزه فرهنگ ،فلسفه و اجتماع كمتر گفت و گويي صورت پذيرفته است. در اين نشست دكتر محمد ستاري فر عضو هيات مديره موسسه گفتگوي فرهنگهاو تمدنها به عنوان مدير اين نشست با اشاره به تاريخچهاي از رابطه تاريخي ميان علم اقتصاد وساير علوم گفت : در پديده جهاني شدن مدار تفاوت، تعامل، تفاهم وتوسعه همگي مورد نياز است و با چنين رويكردي تاكنون ما با ايده گفت وگوي فرهنگها وتمدنها برخوردي كاملا منفعلانه داشته ايم. ستاري فر افزود:اين نشست با توجه به دعوت استادان و صاحبنظران اقتصادي براي طرح پيشنهادها وايدهها در زمينه چگونگي ظرفيتسازي اقتصادي براي پيشبرد اهداف ايده گفتگوي تمدنها با استقبال چشمگيري مواجه شد. وي با تاكيد براينكه هم انديشي درباره مباحث و مسائل مهم و مطرح ايران و جهان از ضرورتهاي پيش روي ماست گفت:اهتمام به ارزيابي تجارب و نظريه هاي نوين در باب توسعه و شناخت زمينهها و عوامل غيراقتصادي موثر بر آن نقش تعيينكننده اي در عرصه پيشرفت فرد،جامعه ملي و جهاني مييابد. وي افزود:توجه جدي تر و همه جانبه تر به نظريه گفت و گوي تمدنها در عرصه جهاني و طرح پيوسته آن در نهادها ، سازمانها ونشستها معتبر جهان حاكي از اين اهميت بوده، چنان كه در سالهاي اخير مد نظر مجمع جهاني اقتصاد در سوئيس و نشستهاي سالانه آن در داووس نبز بوده است. وي برگزاري نخستين نشست تخصصي موسسه بينالمللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها درباره تعامل ميان حوزه اقتصاد و مديريت و حوزه فرهنگ و تمدن را به منظور شناخت بيشتر و بهتر اين رويكرد و دستيابي به راهبردها و راهكارهاي عملي آن دانست. ستاري فر هدف از برگزاري اين نشست را ارتباط ميان راهبرد گفت و گوي فرهنگها و تمدنها با روندهاي نوين اقتصادي با تاكيد بر تبيين رويكرد مناسب براي ارتقاي سطح توسعه ملي ايران و جايگاه شايسته ايران در اين روندها و ارزيابي تجربههاي ملي و جهاني در اين زمينه دانست. براساس اين گزارش دراين نشست ۱۴تن از استادان و صاحب نظران در حوزه اقتصاد و مديريت آقايان دكتر برادران شركاء،دكتر محمدرضا بهشتي، دكتر محسن رناني، دكتر محمد حسين شريف زادگان،دكتر سيف زاده،دكتر محسن امين زاده، دكتر بهكيش، دكتر محمد حسين عادلي، سعيد ليلاز، ياسر سليمي نمين، دكتر صادقي تهراني،دكتر بايزيد مردوخي و خانمها فيروزه صابر و دكتر جزني به طرح ديدگاهها و پيشنهادات خود پرداختند. |
|
آخرین بروز رسانی ( ۲۱ اسفند ۱۳۸۵ )
|