|
مباني نگرش امام خميني(ره) به سياست خارجي و نظام بين الملل |
|
|
|
نویسنده siyasi.ir
|
|
۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ |
|
مباني نگرش امام خميني(ره) به سياست خارجي و نظام بين الملل
بررسي ديدگاههاي امام خميني(ره) در مورد نوع و ساختارنظام جهاني،و نحوه ارتباط با كشورهاي خارجي و نحوه عمل دولت اسلامي در عرصه بين المللي،يكي از مباحث مهم در انديشه سياسي امام خميني محسوب مي شود.براي شناخت ديدگاهها و مواضع امام خميني در عرصه بين المللي و سياست خارجي، بايد مباني ديني و فقهي ايشان را شناخت، زيرا جهت گيريهاي امام در حوضه روابط بين الملل وسياست خارجي از اين اصول و مباني متأثر شده است.
در اين قسمت،ضمن بيان اصول وجهت گيريهاي عمده امام خميني در سياست خارجي وروابط بين الملل،تلاش مي گرددتا مباني اعتقادي و فقهي اين اصول مورد اشاره قرار گيرد.
اصول بنيادهاي اعتقادي و فقهي كه جهت گيريهاي امام را در سياست خارجي تشكيل داده اند مي توان در مواردزير خلاصه كرد:
1-نفي سلطه بيگانگان يا تأكيد بر اصل نفي سبيل:
اين قاعده يكي ازقواعد مهم فقه اسلام است كه بر اساس ان حق سلطه كافران بر مسلمانان نفي شده است.اين قاعده مأخوذ از ايه "لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا" مي باشد؛يعني خداوند هيچگاه براي كافران،نسبت به اهل ايمان راه تسلط بازنخواهد كرد.امام خميني بر اساس اين قاعده فقهي با هر نوع سلطه طلبي و مداخله بيگانگان در امور مسلمين به شدت مخالفت مي كنند و مي توان گفت كه مخالفت امام با استعمار،قطع سلطه اجانب و مخالفت بااتكاي به قدرتهاي سلطه گر در اين راستاست.
امام خميني(ره) در اين مورد مي گويند: « قران مي گويد هرگز خداي تبارك و تعالي سلطه اي براي غير مسلم بر مسلم قرار نداده است،هرگز نبايد يك همچو چيزي واقع شود، يك تسلطي، يك راهي، اصلأ يك راه نبايد پيدا بكند، لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا، اصلأ راه نبايد داشته باشند مشركين واين قدرتهاي فاسد... بر مسلمين.»
و يا:
«ما منطق مان، منطق اسلام اين است كه سلطه نبايد از غير بر شما باشد، نبايد شما تحت سطه غير باشيد؛ ما هم مي خواهيم نباشد سلطه غير، ما اصل گفتمان اين است كه امريكا نبايد باشد،نه امريكا تنها ،شوروي هم نبايد باشد، اجنبي نبايد باشد.»
2-اصل نفي ظلم و ظلم پذيري:
امام خميني(ره) در اين باره مي فرمايند: «ما روابط خاص اسلامي داريم كه اسلام نه ظالم بود، و نه زير بار ظلم مي رفت و ما هم مي خواهيم اين طور باشيم كه نه ظلم كنيم نه زير بار ظلم برويم.»
امام خميني در جاي ديگر مي گويند: «روابط ما با تمام خارجيها بر اساس اصل احترام متقابل خواهد بود.در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به كسي ظلم خواهيم كرد و در زمينه تمام قراردادها ما بر اساس مصالح سياسي،اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي ملت خودمان عمل خواهيم كرد.»
3-حفظ استقلال كشور و جلوگيري از وابستگي (اصل نه شرقي نه غربي)
امام خميني(ره) از استقلال ملي به عنوان يكي از بنيادهاي اسلام ياد مي كنند و مي گويند:"بنياد ديگر اسلام اصل استقلال ملي است.قوانين اسلام تصريح دارند كه هيچ ملتي و هيچ شخصي حق مداخله در امور كشور مارا ندارد."ايشان ارزش حيات را به ازادي و استقلال مي دانند.و از ان به عنوان حق اوليه بشر ياد مي كنند.
امام خميني(ره) پس از مفروض دانستن ازادي و استقلال به عنوان يك حق براي بشر واجتماعاعات بشري در قالب كشور و ملت اعلام مي دارند كه سياست دولت اسلامي، حفظ استقلال، ازادي ملت و دولت و كشور واحترام متقابل بعد از استقلال تمام مي باشد و در اين مورد فرقي بين ابرقدرتها و غير انها نيست. امام خميني(ره) با تأكيد بيشتري در اين مورد اظهار مي دارند:
«اصلي كه غير قابل تغيير است اين است كه سياست خارجي ما بايد بر مبناي حفظ ازادي و استقلال كشور و نيز حفظ مصالح و منافع ملت ايران باشد.»
امام خميني(ره) در آستانه پيروزي انقلاب به منظور آگاه نمودن افكار عمومي از مراد خويش از اصل استقلال، به توضيح بيشتر مطلب مي پردازند و مي گويند:
«ما خواهان قطع روابط(با قدرتهاي خارجي) نيستيم،ما خواهان قطع وابستگيهاي ايران به دول خارجي هستيم.»
در واقع مبارزه با وابستگي كشور در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي، روي ديگر بحث استقلال است و جهت گيري سياست خارجي از ديدگاه امام در راستاي مبارزه با ابعاد مختلف وابستگي است.
تأكيد بر اصل نه شرقي نه غربي در واقع به معناي نفي وابستگي به قدرتهاي بزرگ و نفي نظام موجود در روابط بين الملل بود.
امام خميني(ره) همچنين معتقدند كه قدرت طلبيهاي قدرتهاي بزرگ باعث شده است كه ارزشها مسخ شود و مفاهيمي همچون عدالت، حقوق بشر و... در خدمت قدرتهاي بزرگ تفسير گردد. و سازمانهاي بين المللي مجري احكام آنان باشند.
بر اين اساس ايشان مي گويند:
اينكه جوانان ما مي گويند« نه شرق و نه غرب» معنايش اين است كه هيچكدام« از قدرتهاي بزرگ» در ايران دخالت نكنند و اين كاملأ بجا و بحق است.»
ما آزادي و استقلال ملتهاي ديگر را محترم شمرده وبه ديگران اجازه مداخله در امور كشورمان را نخواهيم داد.روابط ما با دولتهاي بزرگ نيز بر همين پايه استوار خواهد بود. ما طرفدار سياست عدم تعهد هستيم.
ايشان مي افزايند:
«دوام و قوام جمهوري اسلامي ايران بر پايه سياست نه شرقي و نه غربي است و عدول از اين سياست، خيانت به اسلام ومسلمين وباعث زوال عزت و اعتبار و استقلال كشور و ملت ايران خواهد بود.»
4-حفظ تماميت ارضي كشور
حفظ دارالاسلام در مقابل دارالكفر ويا دارالقراي اسلامي به عنوان يك هدف اصلي در بعد سياست خارجي نيز مطرح است.امام خميني(ره) در مورد حفظ تماميت ارضي كشور تصريح مي نمايد كه:
«از باب اينكه تابع اسلام هستيم و قراردادهايي كه ]با ساير كشورها منعقد[ شده است محترم مي شماريم هرگز بناي اين مطلب را نداريم كه حتي به يك وجب... ]از خاك كشوري[ تعدي كنيم وحتي يك وجب از زمين خودمان را نخواهيم به ديگران داد.»
در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران امام خميني(ره) در سخنرانيهاي متعدد مكررأ بر اصل حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور تأكيد نموده اند:
«براي حفظ مملكت اسلامي دفاع بايد بكنيم... دفاع از كشور مسلميمن يكي از واجبات است. ما يستاده ايم در دفاع از كشور خودمان و دفاع از اسلام عزيز در مقابل هر مهاجم .مهاجم مي خواهد ابر قدرت باشد،مي خواهد قدرت كم، فرقي در نظرما نيست و هيچ هراسي نداريم.»
5-اصل پايبندي به روابط بر اساس احترام متقابل وعدم مداخله
امام خميني(ره) بر اساس نگرش عقل گرايانه شريعت و از باب صلح گرايي و مسالمت جويي دولت اسلامي بر برقراري روابط بر اساس احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلي كشور تأكيد داشتند. از جمله ايشان در موارد زيادي بر اين موضوع تأكيد دارند:
با احترام متقابل نسبت به كشورهاي خارجي عمل مي شود، نه به كسي ظلم مي كنيم نه «زير بار ظلم مي رويم.»
«تمام كشورها اگر احترام ما را حفظ كنند ما هم احترام متقابل را حفظ خواهيم كرد و اگر كشورها و دولتها بخواهند به ما تحميل بكنند از انها قبول نخواهيم كرد نه ظلم به ديگران مي كنيم و نه زير بار ظلم ديگران مي رويم.»
«بايد ببينيم امريكا خودش در اينده چه نقشي دارد. اگر امريكا بخواهد همان طور كه حالا با ملت ايران معامله مي كند با ما رفتار كند، نقش ما با او خصمانه است و اگر چنانچه امريكا به دولت ايران احترام بگذارد، ما هم با همان احترام متقابل عمل مي كنيم و با او به طور عادلانه كه نه به او ظلم كند]رفتار مي كنيم[.»
6-اصل وفاي عهد و پايبندي به قراردادها در روابط بين المللي
بر اساس ايات قراني «اوفو بالعقود» و براساس قاعده فقهي«المسلمون عند شروطهم» پايداري به معاهدات و وفاداري به پيمانها واجب و لازم الاجرا تلقي مي شود. علاوه بر قراردادها، رعايت عرف بين المللي نيز از اصول لازم الاجرادر ديپلماسي اسلامي به شمار مي ايد، كه در اين باره مي توان به لزوم رعايت مصونيت ديپملماتيك سفيران و قاصدان، عدم اهانت به نمايندگان سياسي و عدم توهين به مقدسات ملل ديگر اشاره كرد.
حضرت امام (ره) بين قراردادهايي كه بر اثر اضطرار با اراده و اختيار ملت مسللمان ايران، منعقد شده و معاهداتي كه در اثر اكراه و اجبار، به دليل سلطه و تحكم يك قدرت بر ملت مسلمان ايران، انعقاد يافته است؛ تمايز قائل بودند و كليه قرارداها وتعهداتي را كه دولت اسلامي با استقلال كامل آن را تعهد كرده است، براي خود الزام آاور مي دانستند. نمونه ان پذيرش قطمعنامه 598 بود كه امام اعلام كردند:
«من باز تأكيد مي كنم كه ما در سياست خود براي رسيدن به صلح در چهار چوب قطعنامه شوراي امنيت جدي هستم و هرگز پيشقدم در تضعيف ان نخواهيم بود.»
7-تقويت روابط با مسلمين و دفاع از وحدت مسلمين
بر اساس آموزه هاي اسلامي، مسلمانان با يكديگر برادرند و همچون دندانه هاي يك شانه در كنار هم قرار دارند و بايد به كمك يكديگر بشتابند. اصولأ امت اسلامي با نوعي ارتباط ايماني با يكديگر پيماني ناگسستني دارند كه مسلمانان وظيفه دارند از اين پيوند محافظت كنند.امام خميني(ره) با استناد به كتاب و سنت، اهتمام به امور مسلمين را يك فريضه و از واجبات مي دانند. از ديدگاه ايشان «اين يك اصل اسلامي است كه هر مسلماني بايد به مسلمان ديگر كمك كند:» از رسول اكرم (ع) منقول است: «من اصبح ولم يهتم باامور المسلمين فليس بمسلم» هر مسلمي بايد با مسلم ديگر برادر باشد و در مشكلات سهيم باشد.
همچنين اعتقاد به اصل تولي و تبري نيز اين موضوع را مورد تأكيد قرار مي دهد؛ زيرا بر اساس ان، مسلمانان بايد دوستان خدا را دوست بدارند و دشمنان خدا را دشمن بدارند. بر اين اساس، امام خميني(ره) بر تقويت روابط برادرانه با مسلمانان و جهان اسلام تأكيد داشتند و دفاع از ملت مظلوم فلسطين و مسلمانان جهان، اقدامي در اين راستا بود. به گفته ايشان:
«خداي تبارك و تعالي براي مؤمنين كه در خدمت اسلام هستند دو خاصيت نقل مي فرمايد: يكي اينكه بين خودشان محيط محبت است؛ رحماء بينهم، با هم دوست هستند،رحيم هستند، همه به ديگري محبت دارند. در مقابل غير، اشداء، در مقابل كفار و در كفار و در مقابل اجانب شديد هستند، محكم. به حكم قران مجيد با ملتها و دولتهاي اسلامي (بايد) به رحمت و اخوت، و با كفار و غارتگران بين المللي به شدت و قدرت عمل كنند.»
همچنين ايشان مي گويند:
«ما براي دفاع از اسلام و ممالك اسلامي در هر حال مهيا هستيم، برنامه ما كه برنامه اسلام است وحدت كلمه مسلمين است. اتحاد ممالك اسلامي است. برادري با جميع فرق فرق مسلمين است در تمام نقاط عالم، هم پيماني باتمام دول اسلامي است در سراسر جهان، مقابل صهيونيست، مقابل اسرائيل، مقابل دول استعمار طلب.»
بايد روابط بين ملتها بر اساس مسائل معنوي باشد و در اين رابطه بعد مسافت تأثيري ندارد و چه بسا كشورهايي كه همجوار هستند، اما رابطه معنوي بين انها نيست. بنابراين ، روابط ديگر هم نمي تواند مثمر ثمر باشد. ما روابطمان با كشورها بر اساس مباني اسلام خواهد بود.
در اين راستا، وحدت مسلمين، به عنوان يك استراتژي مهم، در ديدگاه امام خميني(ره) جايگاه خاصي دارد كه همواره بر ان تأكيد كرده اند.
ايشان به شدت تلاش كرد تا از اختلافات مذهبي بين اهل سنت و شيعيان جلوگيري نمايد و در اين ارتباط مي گويند:« با برادران اهل سنت خود هيچ اختلافي نداريم، همه اهل ملت واحد و قران واحد هستيم.»
8-اصل دعوت يا صدور ارزشهاي انقلاب
امام خميني(ره) در موارد متعددي ضمن اشاره به اينكه يكي از اهداف اصلي پيامبران و پيامبر اسلام، دعوت جهانيان به اسام و ارزشهاي اسلامي بوده است، يكي از اهداف دولت اسلامي را دعوت جهانيان به اين ارزشها مي دانستند كه برخي ان را به عنوان صدور اسلام ياد كرده اند. ايشان اعلام كردند كه« ما مي خواهيم معنويت انقلاب اسلاميمان را به جهان صادر كنيم» و:«بايد با تبليغات صحيح، اسلام آن گونه كه هست به دنيا معرفي نماييد.»
امام خميني(ره) مخاطبان عمده خود را در درجه اول، مسلمانان مي دانستند كه بايد با تكيه بر وحدت و همدلي و تكيه بر كتاب و سنت به اهداف معنوي خود دست يابند. در درجه دوم عقلاي عالم را مورد خطاب قرار مي دادند تا با تكيه بر استدلال، خردگرايي و عقل باوري در مورد اصول مورد پذيرش به اشتراك فعلي نائل آيند و در مرتبه سوم مستضعفان جهان را به لحاظ موضع مشترك سياسي و همدردي در مقابله با مداخله گرايي ها و چپاولگريهاي قدرتهاي بزرگ به عنوان مخاطبان خود فرا خواندند.
اما همواره امام خميني(ره) بر مسامت آميز بودن جنبه دعوت تأكيد داشتند:
«مايي كه مي خواهيم اسلام در همه جا باشد و مي خواهيم اسلام صادر بشود، كه نمي گوييم كه مي خواهيم با سر نيزه صادر بكنيم. ما مي خواهيم با دعوت، با دعوت به همه جا، اسلام را صادركنيم.»
ايشان درجاي ديگر با صراحت مي گويند:
«اينكه مي گوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معني غلط را از او برداشت نكنيد كه مي خواهيم كشور گشايي كنيم، ما همه كشورهاي مسلمين را از خودمان مي دانيم، همه كشورها بايد درمحل خودشان باشند. ما مي خواهيم كه اين انقلابمان را، انقلاب اسلاميمان را به همه ممالك اسلامي صادر بكنيم. ما مي خواهيم اين بيداري كه در ايران واقع شد و از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين درهمه ملتها و در همه دولتها بشود. معني صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار بشوند وخودشان را از اين گرفتاري كه دارند و از اين تحت سلطه بودني كه هستند و از اينكه همه مخازم آنها دارد به باد مي رود و خودشان به نحو فقر زندگي مي كنند، نجات بدهد.»
«ما هرگز نمي خواهيم ارزشهاي اسلامي را تحميل كنيم نه بر غرب و نه بر شرق، برهيچ كس و هيچ جا اسلام تحميل نمي شود. اسلام با تحميل مخالف است. اسلام مكتب تحميل نيست. اسلام، آزادي را به تمام ابعادش ترويج كرده است. ما فقط اسلام را ارائه مي كنيم هر كس خواست مي پذيرد و هر كس نخواست نمي پذيرد.»
«ما به تمام جهان تجربه هايمان را صادر مي كنيم و نتيجه مبارزه با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتي به مبارزان راه حق انتقال ميدهيم و مسلما محصول صدور اين تجربه ها جز شكوفه هاي پيروزي و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براي ملتهاي دربند نيست.»
9- دفاع از مظلومين و مستضعفان
دفاع از مظلوم و مستضعف نيز ريشه درآموزه هاي قرآني دارد، امام خميني دراين مورد مي گويند: ما طرفدار همه مظلومين درهمه جا هستيم و ميل داريم كه مظلومين برهمه ستمگران غلبه كنند.
«اگر دريك گوشه دنيا يك خطري براي يك برادر ايماني پيش بيايد، نبايد يك برادر ديگري كه درآن طرف دنيا هست بي تفاوت باشد. مي تواند، بايد قيام كند، نمي تواند، دبايد زمينه فراهم كند كه يك وقتي رفع ظلم كند» .
«ما با ملتها به هيچ وجه مخالفتي نداريم. بلكه ما با مظلومها كه ملتها هم از طبقه مظلومين هستند، موافق هستيم و با اشخاصي كه ظلم مي كنند چه در مملكت خودشان به ملت خودشان ظلم بكنند و چه به ملتهاي ضعيف ظلم بكنند، با آنها مخالف هستيم.»
«ما معادله جهاني و معيارهاي اجتماعي وسياسي اي كه تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجيده مي شده است را شكسته ايم. ما خود چهارچوب جديد ساخته ايم كه درآن عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفته ايم. ازهر عادلي دفاع مي كنيم و بر هر ظالمي مي تازيم. ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت.»
«وتمام ملتهاي مظلوم را پشتيباني مي كنيم.»
«كسي كه تابع مذهب اسلام است بايد با ابر قدرتها مخالفت كند و مظلومان را از زير چنگال اينها بيرون بياورد.»
حضرت امام(ره) وظيفه نظام اسلامي مي دانستند كه براي نجات ملل تحت ستم و مستضعف تلاش كند تا از اين رهگذر بسيج انقلابي طرفداران عدم تعهد به دو بلوك شرق و غرب درسراسر گيتي تحقق يابد و هسته هاي مقاومت درتمامي جهان به وجود آيد تا قدرتهاي استكباري به سرشكستگي سوق داده شوند:
«ما بايد از مستضعفين جهان پشتيباني كنيم .... زيرا اسلام .... پشتيبان تمام مستضعفين جهان است.»
«بسيج، تنها منحصر به ايران اسلامي نيست. بايد هسته هاي مقامت را درتمامي جهان به وجود آورد و درمقابل شرق و غرب ايستاد.
لازم به ذكر است كه حمايت از مستضعفان را مي توان در راستاي اصل « تأليف قلوب» نيز مورد بحث قرار داد؛ زيرا با اين حمايتها، قلوب مستضعفان عالم به اسلام متمايل مي گردد.
|
|
آخرین بروز رسانی ( ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ )
|