|
«مديريت تحول از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي»
راههاي ايجاد تحول صحيح و منجر به پيشرفت عبارتند از:
1ـ حفظ ريشهها و اصالتها 2ـ پرهيز از شالودهشكني 3ـ ارجگزاري و مراقبت از هويت ملّي 4ـ اميد به آينده 5ـ پويايي و نشاط 6ـ نقد و انتقادپذيري 7ـ ترويج روح رقابتي 8ـ برنامهريزي و انتخاب خطمشي.[1]
پيشرفت و تعالي جوامع در پرتو روحيه تحولگرايي آحاد ملّت، نخبگان و رهبران سياسي و مديران كشور شكل ميگيرد. پذيرش تحول و ميدان دادن به قدرت خلاقيت و تفكر، راه را براي تغييرات اساسي منجر به تعالي هموار ميسازد. به همين جهت است كه يكي از سياستهاي اصول دولتهاي پيشرو، پرداختن به چگونگي ساماندهي تحول و خارج ساختن جامعه از حالت ركود و در جا زدن است. بهتر است ابتدا تعريفي از تحول را ارائه داده و سپس با شناخت مفهوم تحول و ضرورت آن به بررسي چگونگي و مديريت تحول براساس نظريات رهبر معظم انقلاب اسلامي بپردازيم.
تعريف تحول:
تحول هرگونه تغيير اساسي ناشي از تغيير نگرش، همراه با رويكرد جديد و باز تعريف مفاهيم است كه از طريق ساماندهي و مهندسي مجدد و توانمندسازي مؤلفههاي مؤثر در هر سازمان و يا جامعه با هدف ارتقاء كارآمدي و اثر بخشي و استفاده بهينه از منابع به منظور دستيابي به تعالي و پيشرفت صورت ميگيرد.
تحول محصول قدرت تفكر، خلاقيت، ميل به پيشرفت، تغيير نگرشها، تغييرات محيطي داخلي و پيراموني و نيازهاي جديد است.
عنصر كليدي تحول خود انسان است تا تحول دروني به وجود نيايد تحول بيروني محقق نخواهد شد.
تحول وقتي ضرورت مييابد كه وضعيت موجود با وضعيت مطلوب منطبق نباشد به عبارتي تحول از تصور وضعيت مطلوب شروع ميشود و به علت تعارض با وضعيت موجود محركي براي حركت تعاليبخش ميشود.
تحول با انقلاب متفاوت است. تحول تغييري اساسي اما مبتني بر بنيادهاي اصيل است اما انقلاب دگرگوني در اصول و فروع است و همه چيز را دستخوش دگرگوني ميكند.
تحول يك روند پيوسته و مداوم است و در نقطهاي خاص متوقف نميشود زيرا تحول ناشي از سه امر كلي است 1ـ قدرت تفكر و خلاقيت 2ـ تغيير نگرشها 3ـ تغييرات محيطي و اين سه عامل بصورت پويا و مستمر وجود دارند. بنابراين تحول متوقف نميشود و سير تعالي تداوم مييابد.
بايستي توجه داشت كه مديريت تحول در هر جامعه از اهميت خاصي برخوردار است. هر گونه افراط و تفريط در مديريت تحول ميتواند منجر به ايجاد خمودي و عدم توسعه شده و يا در صورت خروج از مباني و اصول جامعه را دچار بحران نمايد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با مدنظر قرار دادن نقش مهم رويكرد تحولي در پيشرفت كشور تحولگرايي صحيح و خردمندانه را مورد تأييد قرار داده و براي پيشرفت جامعه ضروري ميدانند ايشان به مديريت تحول و چگونگي هدايت آن عنايت خاصي داشته و براي اجرايي نمودن آن قائل به رعايت نكاتي هستند كه براي كنترل مسير تحول امري لازم و ضروري است. راهبرد و استراتژي تحول از ديدگاه ايشان هشت راهكار و سياست دارد كه در اجراي آن بايد لحاظ شود اين راهكارها عبارتند از:
1ـ حفظ ريشهها و اصالتها: از آنجايي كه در تحول بدنبال تغيير اساسي منجر به رشد و تعالي هستيم و نميخواهيم مقوله تحول را با مقوله انقلاب متداخل كنيم بايد تحولي را ساماندهي كنيم كه بر پايههاي اصول و ريشه فكري مورد قبول بنا شده باشد تحول شامل دگرگوني اساسي در مباني نخواهد شد.
2ـ پرهيز از شالوده شكني: ارزشهاي متقن و منطقي كه بر مبناي شرع و عقل مسلم و غيرقابل تغيير است، نبايد در معرض تحول قرار گيرد كه آنها را از ايفاي نقش خود باز دارند.
هر تحولي بايد مبتني بر شالودههاي اساسي هر جامعه بنا شود.
3ـ ارجگزاري و مراقبت از هويت ملي: شكلگيري عوامل مختلفي كه در سطح ملي موجب همبستگي افراد ميشود نوعي تعلق متقابل، و احساس يگانگي و روح واحدي را بوجود ميآورد كه به هويت ملي تعبير ميشود. به عبارتي هويت ملي شكلگيري نوعي وحدت، يگانگي و همبستگي اجتماعي است كه بر مبناي ارزشهاي مشترك شكل ميگيرد.
براي حفظ ملتها وجود چنين هويتي و احساس تعلق متقابل افراد كشور به يكديگر امري لازم و ضروري است بايد مراقب بود در مهندسي تحول به اين هويت مشترك صدمه وارد نشود زيرا تحقق چنين امري نقض غرض بوده و با تحولي تعاليبخش هماهنگي ندارد.
4ـ اميد به آينده: از آنجايي كه تحول همراه با زحمت و مقاومت و مشكلات گوناگون است ممكن است افرادي كه عزم ايجاد تحول را نمودهاند به سبب اين مشكلات و سختيها از نيمه راه بازگشته وبه همان نظم سابق اكتفا كنند.
در اينجاست كه نقش اميد به آينده بهعنوان موتور پيشبرندة تحول و تسكيندهنده آلام و سختيها و ايجادكنندة ظرفيت براي عبور از گردنهها و غلبه بر مقاومتها نفش خود را نشان ميدهد.
با گسترش فرهنگ تحول، بيان ضرورت آن، كار دسته جمعي و همفكري و همراهي در اجرا، ايجاد يك مركز قدرتمند براي راهبري تحول و محسوس نمودن آثار تحول در سطوح ممكن ميتواند اين اميد را زنده نگه داشت.
5ـ پويايي و نشاط: شوق كه همان نشاط دروني است عامل مهم پيگيري اهداف است بايد تحول با عشق و علاقه و شوق وافر دنبال شود تا نتيجه لازم بدست آيد.
از آنجايي كه ايجاد تحولات معمولاً زمانبر و همراه با مقاومتها، و يا حتي اقدامات خصمانه است شوق و نشاط متوليان تحول نقش مهمي در به سرانجام رساندن آن دارد.
6ـ نقد و انتقادپذيري: در طراحي و مهندسي تحول و در طول اجرايي كردن آن بايد از نظريات و انتقادهاي ديگران كمال استفاده را نمود. بدون به بحث گذاشتن و در معرض انتقاد قراردادن و به عبارتي بدون كار كارشناسي مبتني بر خرد جمعي نميتوان تحول را طراحي و مهندسي كرد و در طول زمان اجرا از آنجايي كه مشكلاتش را نشان ميدهد به ميدان دادن براي نقادي بايد همت گماشت. بايد از فضاي نقد به عنوان يك فرصت براي دستيابي به بهترين انديشه استفاده كرد.
7ـ ترويج روح رقابتي: رقابت مثبت و ايجاد ميدان لازم براي بروز هر چه بيشتر استعدادها و ظرفيتها به تحول سريعتر و همه جانبهتر و با سطح مشاركت بالا منجر خواهد شد.
بايد بين واحدهاي مختلف فضاي رقابتي مثبت ايجاد كرد تا كيفيت و سرعت و انگيزة تحول در مجموع جامعه افزايش يابد.
8ـ برنامهريزي و انتخاب خطمشي: برنامهريزي همان راههاي وصول به اهداف است و خطمشي همان سياستهاي اجراي برنامه است. تحول بايد هدفمند باشد به عبارتي اهداف تحول بطور دقيق مشخص باشد علاوه بر مشخص بودن اهداف تحول، برنامه تحول يعني راههاي رسيدن به اهداف تحولي نيز بايد مشخص باشد. زيرا بدون برنامه مشخص نميتوان به اهداف دست يافت در اجراي برنامه نيز بايد سياستهاي مشخصي دنبال شود. بنابراين در پيگيري تحول در جامعه بايد همه جوانب كاملاً تعريف شده باشد اهداف و برنامهها و سياستهاي آن به وضوح ترسيم شده باشد والاّ تحولي رخ نخواهد داد.
نويسنده: سيد علي قدمگاهي
|