|
چهارشنبه، ۰۳ اسفند ۱۳۹۰ مشخصات خبر | تاریخ انتشار: چهارشنبه ، ۳ اسفند ۱۳۹۰ ، ۱۳:۴۸ | | کد خبر: ۳۸۲۹ |

مقاممعظمرهبری فرمودند: «میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵% در کشورهاى اسلامى و عربى بالا رفته و بویژه پس از دیدن پیروزى جوانان حزباللّه و حماس در جنگ هاى ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردى در عراق، امید به پیروزى و آینده، در جوانان عرب مضاعف شده است.»
بیداری اسلامی بیش از یک سال است که منطقهی خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا را در برگرفته، پدیدهای که دست آوردهای فراونی برای منطقه داشته است که مهمترین ویژگی آن دمیدن روح اسلام در خواستههای مردم و همچنین گسترش استکبار ستیزی در میان مردم خاورمیانه بوده است. البته استکبار ستیزی در دنیای امروز بیشتر در مورد یک کشور به کار میرود که به دلیل اتخاذ سیاستهای خاص مورد نفرت نه تنها مردم خاورمیانه بلکه تمامی مردم جهان قرار گرفته است. این کشور آمریکاست و امروز واژهی آمریکا ستیزی حتی در ادبیات غرب نیز راه یافته و واژهی «آنتی آمریکانیزم» را میتوان به راحتی در مقالات و خبرهای انگلیسی مشاهده کرد. حضرت آیت الله خامنهای، رهبر معظم انقلاب نیز در تشریح واژهی استکبار و مصداق آن میفرمایند: «اگر بخواهیم در بین دولتهای دنیا مستکبر را پیدا کنیم، دچار مشکل نمیشویم؛ یعنی دولت آمریکا که امام به او لقب شیطان بزرگ دادند در مقابل ندای حق طلبانهی ملت ایران مستکبر بود، استکباری که در زمان ما شکل گرفت، استکبار آمریکایی بود، قبل از انقلاب هم این طور بود، در دوران انقلاب و تا امروز هم همین طور است. این سه حادثهای که روز ۱۳ آبان نمایشگر و یادآور آن حوادث است در همین ارتباط است. قبل از انقلاب امام با وسوسه و دخالت آمریکاییها در کشور و با مسألهی کاپیتولاسیون مخالفت کردند. به خاطر این مبارزه امام را در روز ۱۳ آبان تبعید کردند. استکبار یعنی این به خیال خودشان حرف حق را در گلوی گویندهی حق شکستند، البته این صدا نشکست و بحمداللّه شجره طیّبهای شد.» در مورد بیداری اسلامی و نقش آن در گسترش استکبارستیزی در خاورمیانه نیز میتوان گفت: «موج عظیم بیداری که این روزها سراسر منطقهی خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا را در بر گرفته است، از جمله تحولات شگرفی بود که تا ماهها شگفتی بسیاری از تحلیلگران بین المللی را در بر داشته است. بسیاری از کشورها به خصوص آمریکا که در منطقهی ما دارای پایگاههای مهم و حساس هستند و منافع مهمی در این منطقهی استراتژیک دارند با بروز این پدیده به وحشت افتادند و از این که نتوانسته بودند این رخداد را پیش بینی کنند، ابراز نگرانی میکردند. اما به راستی دلیل اصلی این حرکتهای عظیم مردمی که امروز شاهد گسترش آن حتی به دیگر نقاط جهان هستیم، چیست و چرا یکی از اضلاع این اعتراضها در کشورهای منطقه، آمریکا ستیزی است؟»
روایت مؤسسههای نظرسنجی از محبوبیت آمریکا مؤسسهی «پیو» دیدگاه مردم خاورمیانه در سالهای اخیر در خصوص ایالات متحده را این گونه روایت میکند:
 همچنین مؤسسهی عرب- آمریکا اظهار میدارد میزان محبوبیت ایالات متحده نزد کشورهای جهان عرب در سال ۲۰۱۱م. کاهش چشمگیری داشته است.[۲]
 این مؤسسه همچنین اعلام داشت که بیش از ۵۰ درصد کشورهای عرب، آمریکا را مانعی بر سر ثبات و آرامش منطقه میدانند.
دیدگاه مردم در خصوص تأثیر دخالتهای ایالات متحدهی آمریکا در خاورمیانه بر نابسامانی و نا آرامی منطقهی خاورمیانه[۳] 
نظرسنجیهای انجام شده در کشورهای اروپایی که متحدان اصلی آمریکا محسوب میشوند، نشان میدهد که اروپاییان نیز سالهاست که به جبههی آمریکا ستیزی پیوستهاند و با دیدهی منفی به اقدامهای این کشور در جهان مینگرند. نظرسنجیهای انجام شده در بریتانیا، فرانسه و لهستان دربارهی دیدگاه مردم این سه کشور دربارهیاقدامهای آمریکا در جهان حکایت از آن دارد که اکثریت آنها نگاه منفی به این اقدامها دارند. در انگلیس ۵۷ درصد از مردم این کشور معتقدند که نفوذ آمریکا در جهان نفوذی منفی است و ۳۳ درصد از آنها فکر میکنند که این حضور، حضوری مثبت است در حالی که، در سال ۲۰۰۶میلادی۳۶ درصد از مردم انگلیس نسبت به اقدامهای آمریکا در جهان با دیدهی مثبت نگاه میکردند. در فرانسه نیز اکثریت مردم این کشور دیدی منفی دربارهی اقدامهای آمریکا دارند به طوری که از هر ۱۰ فرانسوی، ۷ نفر معتقدند که آمریکا تأثیری منفی بر تحولات جهان دارد و این آمار بسیار بیشتر از سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷میلادی است. در لهستان که از دیرباز مردم آن دیدی مثبت به اقدامهای آمریکا داشتند نیز وضعیت به همین گونه است و اکنون فقط ۳۷ درصد از مردم این کشور به اقدامهای واشنگتن با دید مثبت نگاه میکنند. در کشورهای مسلمان وضعیت کاملاً برضد آمریکا و اسراییل است و مثال بارز آن، قدرت گرفتن اسلامگراها در کشورهایی چون تونس، لیبی و مصر است که بیداری اسلامی در آنها به نتیجه رسیده و در کشورهایی چون بحرین، عربستان و یمن نیز حمایت واشنگتن از دیکتاتورهای این سه کشور موجب شده تا مردم خاورمیانه بیش از گذشته به خوی استکباری آمریکا پی ببرند.
دلایل افزایش انزجار مردم نسبت به ایالات متحده در سایت تحلیلی «آمریکا در تقاطع» آمده است: «در ۱۱ سپتامبر۲۰۱۱م. هزاران نفر در سراسر دنیا به سفارتخانههای آمریکا رفتند تا به دلیل وقوع حملات تروریستی در آن روز با دولت و مردم این کشور همدردی کنند» و حتی یکی از روزنامههای فرانسوی در همدردی با مردم آمریکا نوشت: «ما همه آمریکایی هستیم» اما اکنون و با گذشت زمان، تفکر مثبت مردم جهان دربارهی آمریکا از بین رفته و رویدادهایی چون جنگ عراق، زندان گوانتانامو، ابوغریب، افزایش گرمای جهان و …. دربارهی آمریکا از بین رفته است. اوج تنفر از آمریکا در زمان ریاست جمهوری «جرج بوش» به ثبت رسید. نفرت از آمریکا پدیدهی جدیدی نیست، با این حال منابع و علایم متعدد آمریکا ستیزی در جهان عرب، ریشه یابی دلایل اصلی آن را مشکل میسازد. در حالت کلی میتوان گفت که اعراب ۳ دلیل عمده برای مخالفتشان با آمریکا دارند: اول) حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا از اسراییل که در نتیجهیآن اسراییل توانسته است بر جهان عرب فائق آید و سرزمینهایشان را غضب کند. دوم) حملات هوایی و تحریمهای آمریکا برضد برخی کشورهای عرب و اشغال عراق؛ سوم) حمایت از برخی رژیمهای غیر مردمسالار عرب، ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای عربی و جنگ آمریکا برضد اسلام و شهروندان عربتبار و مسلمان خود. آمریکا در ۳۰ سال گذشته کوشیده است بحران اعراب و اسراییل را براساس قطعنامههای ۲۴۲ و ۳۳۸ شورای امنیت حل کند و این امر سبب امضای پیمان صلح میان مصر، اردن و اسراییل گردید و همچنین پایگاههایی در برخی کشورهای عربی برای حفاظت از رژیمهای آنها تأسیس کرده است. آمریکا به کشورهای مصر، اردن، مراکش، یمن و برخی دیگر از کشورهای عربی کمکهای اقتصادی و سیاسی بسیاری کرده است. همچنین آمریکا در سال ۹۱ براساس درخواست کویت و سایر کشورهای عربی و با مشارکت نیروهای مصری، سوری و کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس با عراق جنگید. اما اعراب تمام آنچه را که ذکر شد به عنوان اعمال آمریکا در جهت تلاش برای حفظ اسراییل همانند برخی رژیمهای دیگر عرب خاورمیانه که به منافع آمریکا خدمت میکنند، مینگرند. مؤسسهی اعراب- آمریکا در گزارش ۲۰۱۱م. خود، اعلام داشت که جهان عرب، استمرار اشغال فلسطین و دخالتهای آمریکا را همچنان مهمترین عواملی میدانند که مانع برقراری ثبات و صلح در خاورمیانه است.[۴]
مهمترین موانع برقراری ثبات و صلح در منطقه
 در پدیدهی بیداری اسلامی موج عظیم بیداری که این روزها سراسر منطقهی خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا را در بر گرفته، از جمله تحولات شگرفی بود که تا ماهها شگفتی بسیاری از تحلیلگران بین المللی را در بر داشته است. بسیاری از کشورها به خصوص آمریکا که در منطقه دارای پایگاههای مهم و حساس هستند و منافع مهمی در این منطقهی استراتژیک دارند با بروز این پدیده به وحشت افتادند و از این که نتوانسته بودند این رخداد را پیش بینی کنند، ابراز نگرانی میکردند اما به راستی دلیل اصلی این حرکتهای عظیم مردمی که امروز شاهد گسترش آن حتی به دیگر نقاط جهان هستیم، چیست و چرا یکی از اضلاع این اعتراضها در کشورهای منطقه، آمریکا ستیزی است؟ آمریکا به عنوان اصلیترین حامی دولتهای مستبد منطقه به شمار میآید و در طول سالیان گذشته اصلیترین پشتیبان آنها در مسایل اقتصادی، نظامی و اجتماعی بوده است. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که «ملک عبدالله» پادشاه عربستان و یا «علی عبدالله صالح» حاکم یمن و دیگر حکام ظالم منطقه که مورد غضب مردم خود واقع شدهاند در واقع عروسکهای خیمه شب بازی حاکمان کاخ سفید بودهاند و آمریکا در همهی مواقع پشتیبان این افراد است. از طرف دیگر حمایتهای بی چون چرای ایالات متحده از گروهها و گروهکهای تروریستی مانند: «کومله و یا گروهک ریگی و …» به خوبی گویای این امر است که سران این کشور از هرگونه جنایتی برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکنند و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، این است که منافع خود در منطقه را حفظ کنند. آمریکا هم پیمانهایی در کشورهای عربی مانند آنچه در اتحادیهیپان-آمریکان در قارهی آمریکا دارد برای خود فراهم کرده است اما این به معنای حمایت مادام العمر آمریکا از هم پیمانانش نیست. آمریکا و سایر کشورهای غربی نیازمند منابع انرژی خاورمیانه تا مدتهای مدید هستند و تا زمان جایگزین شدن انرژیهای جایگزین نیازمند این انرژیهای فسیلی میباشند و مأموریت رساندن این منابع به غرب فعلاً از سوی پادشاه و شیوخ عرب انجام میشود و غرب برای تداوم این مأموریت، بایستی از حاکمان مستبد عربی حمایت کند.
نمودهای آمریکا ستیزی در حرکت مردم منطقه موج بیداری اسلامی با تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی در مصر و مورد هجمه قرار گرفتن سفارتخانههای این رژیم در دیگر کشورها وارد مرحلهیتازهای شد. همان طور که رهبر معظم انقلاب در آغاز راه بیداری اسلامی فرمودند که حرکت ایجاد شده، «بیداری اسلامی» بوده و خواستهیملتها پایان دادن به حاکمیت طاغوتی دیکتورها و دستیابی به حکومت اسلامی است، با تسخیر لانهی جاسوسی اسراییل و آمریکا در کشورهای اسلامی این واقعیت برای کتمان کنندگان حقیقت ضد استکباری بودن خیزش ملتهای اسلامی روشن شد و جهانیان به اسلامی بودن این حرکتها پی بردند.البته آمریکا ستیزی فقط محدود به کشورهایی که در آنها بیداری اسلامی موجب خروش مردم برضد دست نشاندگان آمریکا و غرب شده نیست بلکه در سایر کشورهای جهان از کره، ژاپن و چین در آسیا گرفته تا پاکستان، افغانستان و قرقیزستان تا ترکیه، عراق و … میتوان به راحتی این پدیده را مشاهده کرد. برگزاری مرتب تظاهرات ضد آمریکایی در پاکستان و افغانستان و تجمع مردم در مقابل کنسولگریهای این کشور در شهرهای مختلف، برگزاری تجمعهای اعتراض آمیز در مقابل پایگاههای نظامی آمریکا در ژاپن، کره و قرقیزستان و همچنین تظاهرات ضد آمریکایی در ترکیه و عراق و یا حتی برگزاری تظاهرات ضد سرمایهداری در سراسر جهان در حمایت از «جنبش تسخیر» خود شواهدی غیر قابل انکار برای اثبات افزایش آمریکا ستیزی در جهان هستند. امروز نفرت از آمریکا در کشورهایی چون ژاپن و کره به حدی رسیده که احزاب سیاسی این کشورها در رقابتهای انتخاباتی و برای جلب نظر مردم وعده میدهند که در صورت پیروزی در انتخابات به حضور نظامیان آمریکایی در کشورشان پایان دهند. آخرین مورد از این وعدهها روز چهارشنبه ۱۹ بهمن در کره جنوبی صورت گرفت که حزب رقیب حزب حاکم وعده داد در صورت پیروزی در انتخابات، به حضور نظامیان آمریکایی در این کشور پایان میدهد.
آینده آمریکا در خاورمیانه شکی در این نیست که با به نتیجه رسیدن بیداری اسلامی در کشورهای تونس، مصر و لیبی و ادامهی آن در عربستان، یمن و بحرین، خاورمیانه دیگر آن خاورمیانهی سابق برای آمریکا نخواهد بود و واشنگتن باید با خاورمیانهی اسلامی و برقرای دموکراسی در این منطقه کنار بیاید. در همین رابطه «مصطفی آکول» پژوهشگر ترک تبار در مقالهی اخیر خود در مجلهی آمریکایی «فارن افرز» که در حوزهی دیپلماتیک جهانی منتشر میشود، به بررسی کتاب «از سرگیری روابط: ایران، ترکیه و آینده آمریکا» اثر جدید «استیون کینزر» پرداخته است. کینزر در کتاب خود، سیاستهای آمریکا در خاورمیانه و به خصوص در قبال ایران را به حماقت تشبیه کرده و تلاش داشته است نگاه جدیدی را به چرایی عملکردهای ایران و ترکیه در خاورمیانه بیاندازد. او با اتخاذ رهیافت تاریخی، به بررسی ریشههای عدم سرسپردگی ایران در قبال سیاستهای آمریکا در خاورمیانه پرداخته و ظهور اسلامگراها در ترکیه را در قالب یک فرآیند تاریخی توضیح داده است. نویسنده در این کتاب از شکلگیری دو نگاه متفاوت نسبت به غرب از ابتدای رویارویی ایران و ترکیه با فرهنگ و تمدن غرب صحبت به میان آورده و به بیان فراز و نشیب این دو دیدگاه در یک فرآیند تاریخی پرداخته است. او عنوان میکند: «ایران با توجه به قدمت تاریخی خود، کشور دست و پا بستهای در برابر غرب نیست و به آمریکاییها نسبت به تغییر در سیاستهای خود در قبال ایران انذار میدهد.» روزنامهی صهیونیستی «هاآرتص» نیز اعلام کرد: «دورهی اسلام آمریکایی در خاورمیانه به سر رسیده است.» «تزیپی برئیل» نویسندهی هاآرتص با مرور پیروزی اسلامگرایان در انقلابها و انتخابهای اخیر خاورمیانه، نسبت به پیروزی حزب «آزادی و عدالت» در انتخابات پارلمانی و همچنین حمایت گستردهی مردم از احزاب اسلامی در تونس، مغرب و لیبی اظهار نگرانی کرد و نوشت: «پیروزی حزب اسلامی «النهضه» در تونس و «جنبش اسلامی» در مغرب و حزب «آزادی و عدالت» در مصر، اسراییل را در برابر چالش بزرگ ظهور نظامهای اسلامی که پایگاه خود را در شمال آفریقا خواهند ساخت، قرار میدهد.» وی میافزاید: «ائتلاف جدید اسلامگرایان، اسلام دارای رنگ و بوی آمریکایی معروف و اسلام دارای رنگ و بوی ترکیهی اردوغانی نیست، بلکه اسلامی است که خطری واقعی برای موجودیت اسراییل به شمار میرود.» همزمان، روزنامهی انگلیسی «ایندیپندنت» در گزارشی اعلام کرد: «بازی اسراییل تمام شده و مصیبتی بزرگ در انتظار این رژیم است. به زودی اسراییل، مصیبت بزرگ را بر شانههای خود احساس خواهد کرد. با فراگیری بهار انقلابها در خاورمیانه، امکان تشکیل کشور فلسطین به رغم تهدیدهای آمریکا پررنگتر میشود. خاورمیانه دیگر به وضع سابق که آمریکا، غرب و اسراییل حاکم بودند، باز نخواهد گشت چرا که بیداری و انقلاب سراسر منطقه را فرا گرفته است.» «رابرت فیسک» نویسندهی مقاله معتقد است: «آمریکا به واسطهی حمایت از اسراییل، از جمله در سازمان ملل، در نقش دولتی خودخواه و مستبد اما هراسان ظاهر شده است.» اوباما متعهد شده بود چهرهای تازه از عطوفت را به جهان اسلام نشان دهد اما اکنون در حمایت از اسراییل از هیچ چیز فروگذاری نمیکند در حالی که اسراییل، اشغالگر است. برای اوباما حمایت یهودیان در انتخابات آیندهی آمریکا، مهمتر از آیندهی فلسطین و خاورمیانه است. اما بازی تمام شده و سیطرهی آمریکا بر خاورمیانه به واسطهی اسراییل به سر آمده است. آمریکا اکنون تاوان هزینه کردن خود برای اسراییل را دریافت میکند. پروفسور «لورا آنه ویولا» از کارشناسان در انستیتو «جان اف کندی» دانشگاه آزاد برلین که به مسایل سیاست امنیتی و خارجی آمریکا مشغول است در گفتوگو با روزنامهی «تاگس سایتونگ» به بررسی رویکردهای آمریکا در قبال مصر پس از پیروزی اسلامگرایان در انتخابات پارلمانی این کشور پرداخته و اظهار داشت: «کشور مصر مانند گذشته نقش ژئواستراتژیک و مهمی برای آمریکا دارد. این کشور همچنان تضمینی برای پایداری در منطقه میباشد. آمریکا سالانه کمکهای نظامی میلیارد دلاری را به ارتش مصر میکند که این کمکها بعد از سقوط مبارک نیز همچنان ادامه دارد.» این کارشناس آلمانی در ادامه اظهار داشت: «آمریکاییها از یک طرف تعلق و دلبستگی به ارتش مصر دارند و همین امر از دلایل حمایت طولانی مدت ایالات متحده از مبارک بود. از طرف دیگر نتیجهی انتخابات پارلمانی در مصر نشان داد که اخوان المسلمین نیروی سیاسی جدید در این کشور میباشد که آمریکا باید همچنین با آنها مذاکره کند.»(*)
پینوشتها:
[۱].http://www.pewglobal.org/۲۰۱۱/۰۵/۱۷/arab-spring-fails-to-improve-us-image
[۲].http://aai.۳cdn.net/۷bd۳۶۵۹۶۰۷۴۱۰۱۰۹f۳_x۲m۶baq۶q.pdf
[۳]. همان
[۴]. همان
منابع:
Democracy Must Be the Future of the Middle East, US News, ۲ Marc ۲۰۱۱
*Kramer, Martin, After Iraq: The Future of the United States in the Middle East, New Republic Online
The Anti Americans (A Hate/Love Relationship), America at a Crossroads, ۱/۲۳/۲۰۰۷
David Miller Aaron,Arab Spring, American winter, Los Angels Times , November ۱۳, ۲۰۱۱
The Arab Spring : US Democracy Promotion in Egypt, Middle East Policy Council
برهان / عبدالحمید بیاتی |